شیرینی یه لحظه شیرین
سلام سلام گل پسری خودم
خیلی وقته نبودم آخه تو اجازه هیچ کاری را به آدم نمی دی
این روزا اتفاقهای زیادی افتاده .مامانی و بابا جی رفتن مکه یه دو هفته ای می شه رفتن و تو حسابی پشت سرشون گریه و زاری راه انداختی ...
تولد بابا نادر هم بود ....
هوا داره پاییزی می شه و سرما داره کم کم میاد ...
بزار یه کم از این حرفهای با مزهات را بهت بگم :
چشمک : چشکم
شکم: شمک
قاصدک : قاصکودک
بازیافتی: بافتی
ناهار : نانار
هواپیما : هناپینا
....
راستی نی نی خاله هم تا یک هفته دیگه می یاد وایی ببخشید تا یک ماه دیگه کیانا خانم می یاد..
جیگرت را بشم من همه اش می گی ببرم مسافت (مسافرت )
عزیز دلم می دونی که مسافرت با تو یه کوجولو سخته ...


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شیرینی یه لحظه شیرین
